دلشوره های بیخودی من

به دنبال مریضی و تب و لرز چند روز پیش، احساس می کردم

حرکات نی نی کم شده

حرکت می کرد اما نه محکم

دلم به شور افتاده بود

تا اینکه دیروز که رفته بودم پیش مامان با هم رفتیم دکتر

صبح اول وقت

دکتر نبود

کلی راه رو برگشتیم

و نزدیک خونه مامان اینا رفتیم سونوگرافی

بالاخره بعد از 2 ماه دیدمش

الهی فداش بشم که انقد شیطون بود

یعنی هر بار می رم دکتر بهم می گن خیلی شیطونه

اصلا یه جا نمی مونه که دکتر بتونه اندازه هاشو بگیره

دکتر اعضای بدنشو بهم نشون می داد

قربون اون لپات بشم خودم

کلی خیالم راحت شد

و کلی هم خوشحال شدم که تونستم ببینمش

1کیلو و 100 گرم بود

الهی قربونت برم جیگر مامان

نمی دونی از حالا به کجاها فکر می کنم

آدم هر چیزی رو فقط و فقط به وقتش می فهمه و درک می کنه

حالا می فهمم چرا مامانا همیشه نگرانن

راستی پاهام دوباره حسابی ورم کرده

می بینی  قربونت برم؟نگرانی های مامانی تمومی نداره

همش از خدا می خوام به سلامتی این 2 ماهم بگذره و تو سالم به دنیا بیای

تا حسابی بچلونمت

انقد نقشه ها برات کشیدم

اگه بدونی می خوام چه بلاهایی به سرت بیارم

وای دیروز مامان چه لباسایی برات خریده بود

چقدر خوشگل بودن

ایشالا به سلامتی دنیا بیای و از همشون استفاده کنی عزیز دلم

یه چیز جالب

وقتی برات شعر می خونم حسابی تکون می خوری

فکر کنم خیلی خوشت میاد

اینو حجت وقتی باور کرد که خودش با چشماش دید

این روزا کلی کار دارم که باید انجام بدم

حجت جونی می گه بذار توی مهر کارامونو شروع کنیم

اما من مثل همیشه عجله دارم

راستی چشم پزشکی هم رفتم

دکتر گفت چشمات ضعیف نیست

ضعف بارداریه

نباید به خودت فشار بیاری

می گم دکتر من اصلا نمی تونم هیچی بخونم

حسابی به چشمام و سرم فشار میاد

می گه پس مجبوری مطالعه نکنی

الهی قربونت برم دختر خوشگلم!

همه اینا فدای سرت

همه این سختی ها می ارزه به اینکه تو رو توی بغلم بگیرم

نمی دونی این روزا چقدر بی طاقتم برای دیدن روی ماهت

پی ن : اصلا می دونی چیه؟از همون روزی که 3 ماهه بودی و رفتم سونوگرافی

و هنوز جنسیتت معلوم نبود فهمیدم دختری

از بس برام ناز می کردی

3 بار منو بردی توی اتاق سونوگرافی و کشیدی بیرون تا بالاخره رضایت دادی

صورت خوشگلتو برگردونی که دکتر ببینه

فدات بشم الهی که انقد خودتو برای مامانت لوس می کنی

/ 0 نظر / 26 بازدید