رفتی ز نزدم نازنين با اين همه دلدادگی

قلبم به آتش می کشی با اين همه دبوانگی

من خود به راه زندگی تنها و بی کس می روم

ليکن بدان ای مهربان از بی کسی پس می روم

                                                                     نگار

/ 11 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
م.فریاد

سلام...چند وقت بود نیومده بودم اینجا اما دیدم که باز هم اشعار زیبایی را انتخاب کردی و نوشتی...این آخری هم اگر مال خودته باید بهت تبریک گفت چون خیلی خوبه.

مسافر

تنهايي شايد يه راه،راهي تا بينهايت. قصة هميشه تكرار،هجرت و هجرت و هجرت... .

ساحل ارزوها

سلام عزیزم خوبی ....شعرت قشنگه مثل همیشه.نگار جون عکسشم خیلی نازه....موفق باشی

سینا

سلام نگار جان. شعرت حرف نداشت. موفق و پيروز باشی

سینا

موفق باشی

فروغ

سلام نگار خانومی ...شعرت عالی بود.آفرين نگار خانوم شاعر من.

نيماي دورازديار

سلام مهربون/ شعرت حرف نداشت ولی چرا پس ميروی؟ هيچ ميدونی وقتی خدا رو داری ديگه بی کس نيستی؟ موفق باشی.

عاشق شیدا

سلام. ممنون از اينکه به من سر زدی منم تورو لينک می کنم.

سیمرغ عشق

سلام و درود فراوان بر شما ... من اين را پيشنهاد ميکنم ... البته جسارتا .... رفتی ز نزدم نازنين من ماندم و دیوانگی / قلبم زدی بر آتش و من ماندم و دلدادگی / من خود به راه زندگی تنها و بی کس می روم / بی تو ولی ای مهربان من ماندم و آوارگی ... باز هم جسارت مرا ببخشایید ... یا حق !

ساقي

سلام ... تازه با وبلاگت آشنا شدم ولی واقعا زيبا بود... منم يه کلبه ی کوچولو دارم... خوشحال ميشم سر بزنی مهربون... .