خدایا این گره را از زندگی من باز کن

یک روز فقیری نالان و غمگین از خرابه ای می گذشت و

کیسه ای که کمی گندم در آن بود بر دوش خود می کشید تا

به کودکانش برساند،نانی ار آن درست

کنند و شب را سیر بخوابند.

در راه زمزمه کنان با خود می گفت : خدایا این گره را از زندگی من باز کن.

همچنان که این دعا را زیر لب می خواند ناگهان گره کیسه اش باز شد و

تمام گندم هایش بر روی زمین خرابه ریخت.

عصبانی شد و به خدا گفت : خدایا من گفتم گره زندگی ام را باز کن نه

گره کیسه ام را.

و با عصبانیت تمام مشغول جمع کردن گندم ها از لای سنگ ها شد

که ناگهان چشمش به کیسه ای پر از طلا افتاد.

همان جا بر زمین افتاد و به درگاه خدا سجده کرد و از خدا به خاطر قضاوت

عجولانه اش معذرت خواست.


سلامممممممم دوستان

خوبید؟

من خیلییییییییی خوبم

امروز صبح برگشتم.البته صبح که نه ساعت حدودا ١٢ بود که رسیدیم

خیلی خوب بود

خیلی خوش گذشت

مخصوصا شب دوم

تا ۴ صبح با بچه ها بیدار بودیم

انقدر خندیدیم که  دل درد گرفته بودیم

با اینکه نسبت به دفعه های قبل کمتر حرم رفتم اما بازم خوب بود

نمی دونم چه دلیلی وجود داره که هر بار که می رم حرم امام رضا

بیشتر از دفعه قبل عاشقش می شم

و هر بار بیشتر از قبل دلتنگ

توی حرم به یاد همتون بودم

پی ن : در اولین فرصت میام پیشتون



 

/ 63 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صفايي‌نژاد

السلام عليك يا امام الرئوف روا بود اگر گريبان ز هجر پاره كنم / دلم هواي تو كرده بگو چه چاره كنم قبول باشه

ساحل

[دلشکسته]چه کلبه ی گرمی...میشه کلبه ی منم گرم کنی؟

مهدیه

میسیییییییییییییییییییییییییییی زهره جون خودم در ضمن زیارت هم قبول[ماچ]

حسن س و بانو

زیارت قبول. مثل اینکه مشهد خیلی خوش گذشته اونجا نایب زیاره ما هم بودید؟[چشمک]

مریم

زندگی فرصت بس کوتاهی ست تا بدانیم که مرگ آخرین نقطه ی پرواز پرستوها نیست مرگ هم حادثه ایست مثل افتادن برگ تا بدانیم پس از خواب زمستانی خاک نفس سبز بهاری جاریست داستان خیلی قشنگی بود . منم آپم بهم سر بزن .

ساحل

میسی اومدی عسیسم![گل]

صبا

دلم واست تنگ شده خانوم خانوما[بغل][ماچ]

منصور

سلام دوست عزیز ممنون میشم نظر شمارو در مورد قالب و موزیک وبلاگ بدونم

مونا

سلام عزیزم.رسیدن بخیر کجاس این سوغات های من؟[منتظر] (بوس آبدار)

فتاحی

[چشمک]سلام گلم خوبی خانومی؟خوش میگذره؟ خداروشکر که خوبی الهی همیشه اروم باشی گلم