وقتی یه دختر کوچولوی ناز نازی مامانشو آروم می کنه

بعضی وقتا یه مسائلی پیش میاد که خیلی ناراحتت می کنه

یه چیزایی که حتی به کسی که خیلی دوسش داری نمی تونی بگی

یه چیزایی که ته دلتو کدر می کنه

یه چیزایی که دلتو می شکنه

گاهی این مسائل زمانی پیش میاد که نباید

یه وقتایی که انتظارشو اصلا نداری

یه وقتایی که می تونه پیش نیاد

اون وقته که تاثر منفیش چند برابر می شه

اون وقت دلتنگ می شی

دلگیر می شی

دلشکسته می شی

احساس تنهایی می کنی

احساس غربت

احساس....

هر چی احساس بد تو دنیاس

اون وقته که بی حوصله می شی

عصبی

بد اخلاق

بهانه گیر

حتی حال جسمی ت به هم می ریزه

حتی وقتی اونی که دوسش داری ازت می پرسه چی شده

می گی هیچی

اما خودت می دونی چه چیزی باعث شده حالت اینطوری به هم بریزه

ای کاش یکمی بیشتر مراعات همدیگرو بکنیم

ای کاش شرایط همدیگرو یکمی بیشتر درک کنیم

ای کاش اون چیزی که برای خودمون می پسندیم برای دیگران هم بپسندیم

ای کاش آسایش و آرامش دیگران رو فدای راحتی خودمون نکنیم

تنها یه نفر تونست تو این شرایط حالمو بهتر کنه

اونم دخترم بود

وقتی تو اوج ناراحتی با لگدهای پی درپی توجه منو به خودش جلب کرد

نگاهش که کردم دیدم داره حسابی شیطونی می کنه

همه کار می کرد

می چرخید

لگد می زد

بالا و پایین می رفت

انگار داشت تمرین ژیمناستیک می کرد

با دیدن این صحنه انگار همه چیز فراموشم شد

و تو اوج ناراحتی خندیدم

مامانت قربونت بره که از حالا هوامو داری دختر قشنگم

عاشقتم

اینو بدون یه روزی که مامانی تو اوج دلتنگیاش بود تو بودی که تونستی لبخند

روی لباش بیاری

دوستت دارم گل نازم

پی ن 1 : چند روزه دست و پام ورم کرده

پی ن 2 : فردا نوبت دکتر دارم

/ 1 نظر / 24 بازدید
hasti

maman bodan hamine matne big like dasht chon harf dele