هر لحظه ی عمر را غنيمت شمار

کاين عمر دو روز است چو باران بهار

آن دم که رود روح زجان و تن تو

اندوه،چه سودی به تو بخشد ای يار؟

                                                    نگار

راستی يه سوالی هم ازتون دارم......

شما هم وبلاگمو باز می کنيد قالبمو

 نصفه نيمه و ضبدر خورده می بينيد؟

/ 10 نظر / 5 بازدید
بي دل

سلام... خوشحالم اولين نفری هستم که اين شعر زيبا و سرشار از نکته های سودمند رو می خونم... شاد باشيد...

saba

سلام عزيزم شعر قشنگی بود اما منو يه کمکی ترسوندی.....شاد و موفق باشی...........

امین , صبا

سلام سلام ؛ مرسی خبرم کردی.. کاش که همه مثل تو بودن.. راستی آره من ضربدری ميبينم فقط اون بالا

mehrdad

سلام چرا حسودی ..نگار خانم ..د ..نميری جايی بنويسی دوستات هم نمیان سراغت ..مثل من که بی سر و سامون شدم ..تازه من بيشتر از ديگرون ..عاقبت بخير بشيم خوبه ها....///

فروغ

سلام نگارم ..شعر قبلی محشر بوووووووووووووووووود.(يه بوس گنده)..راستی چون طرح قالبت سنگينه بعضی مواقع اونجوری مياد.

ali

سلام واقعا عمر رو بايد غنيمت بدونيم و از تک تک لحظات زندگيمون لذت ببريم.چرا که زندگی موهبتيه که خدا به ما عطا کرده. منم قالب وبلاگتو نصفه می بينم. باسپاس لطفا خبری ازت باشه!!!!

amir

غنيمت شمردن عمر و لحظه ها چه زيبا گفتی دوست خوبم ... من ضربدری نديدم ...منم آپم و منتظر .......... شاد باشی .

مرتجا

دوست عزيز من البته با غزل آن چنان که بايد ... نمی توانم. به هر حال عالی بود

نيماي دورازديار

ای دوست بيا تا غم فردا نخوريم/ وين يکدم عمر را غنيمت شمريم/.......// سلام نگار خانمی، ميگم چقدر خوبه قدر اين لحظه های عمرمون رو که با سرعت باد از برابر ديدگانمون ميگذرند بيشتر بدونيم.....

yalda

سلام.... سالگردِ بم رو گويا بايد تصليت بگم. تنها صحنهء وحشتناکی که از بم تو ذهنمه اينه که عمو پورنگ ديروز اونجا بود و بابلای سرِ قبرِ يه بچهء کوچولو زار ميزد): خيلی گناه داشت. خيلی.... . واقعاً متاسفم.. .