آمد به سرم از آن چه می ترسیدم

رفت

پر کشید

روحش طاقت این دنیا را نداشت

دنیا برایش قفس بود

قفسی تنگ

پرواز کرد

خوش به حالش

اما من چه کنم با این همه دلتنگی؟؟؟؟؟؟؟؟


بابابزرگ خوبم رفت

امروز 13 روزه که رفته

دلم براش خیلی تنگ شده

لعنت به این مریضی که انقدر زود آدمو از پا در میاره

کل مریضیش از زمانی که تشخیص  داده شده تا وقتی رفت

شاید 7-8 ماه شد

تا قبلش خیلی سرحال و خوب بود

اما تو این چند ماه داغون شد

هر بار می رفتم می دیدمش با چشم گریون برمی گشتم

خیلی وقتا حجت می گفت بیا بریم ببینیمش

اما نمی رفتم

نمی تونستم

دل دیدنشو نداشتم

مهربون ترین آدمی که تو عمرم دیده بودم بابابزرگم بود

اینو همه فامیل و دوست و آشنا می گفتن

خیلیییی سخت بود برام

اگه سر کار نمی رفتم تا حالا دیوونه شده بودم

توی محیط کار مجبوری حتی اگه ناراحتی خودتو نگه داری و نشون ندی

حتی توی خونه هم سعی می کنم ناراحتیمو خیلی نشون ندم

اما واقعا دلتنگ و کلافه ام

حتی وقتایی که به ظاهر خوبم اما توی دلم یه چیزی مثل کوه سنگینی می کنه

انگار همش یه چیزی کمه

همه چیز نمی تونه مثل قبل باشه

بابابزرگ جونم دلم برات یه ذره شده

ای کاش بودی و بازم برامون از قدیما می گفتی

برامون قصه بچگی هامونو می گفتی

می نشستیم با هم ورق بازی می کردیم

کاش بودی و دوباره می تونستم خنده هاتو ببینم بابابزرگ خوش خنده من

می دونم اونطوری که باید قدرتو ندونستم

ببخش اگه برات نوه خوبی نبودم

/ 11 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صبا

خداوندروح بابابزرگت روقرین رحمت کنه وبه شماصبربده عزیزم[گل]

نرگس

بابا بزرگ منم رفت رفت تنهام گذاشت حامي ندارم كسي كه بهش سلام كنم ندارم ندارم ندارم يه سكته لعنتي باعث شد

ناصر بقالی

سلام بعد از مدتها با احترام دعوتید و من منتظر. [گل]

عاطفه

سلام عزیز.امیدوارم حالت بهتر شده باشه... درکت میکنم منم چند سالی میشه که از دست دادامش...روحشون شاد...[گل]

محمدرضا

سلام ... ممزی یادت میاد ؟ داستان های محمدرضا ... دیدم که گلستان ادب و یکی دیگه گرفته ... دلم گرفت ... فکر کنم خودت باشی ... اسمت نگار بود نه ؟؟ ... یا زهره ؟؟

فهیم

سلام عزیزم.. من بعد چند ماه الان تازه اومدم تا اومدم تو وبت دیدم که[ناراحت] واقعا نمی دونم چی باید بگم...امیدوارم رستگار بشه...حداقل آپ ببینیم در چه حالی[ناراحت]

ha3ti

تبادل لینک موافقی خبرم کن [تایید]

نیمای دورازدیار

[گل]