اولین نقاشی من

هرچند که ساعتی مرا کاشته بود

می مردم اگر قرار نگذاشته بود

آمد،آمد...خوش آمدی معشوقم!

افسوس....خیالات ورم داشته بودچشمکنیشخند

(حسین گلچین)

 

پی ن 1 : نقاشیم تموم شد و بردم گذاشتم نمایشگاه

چند روزی هست

این اولین کارم بود

فردا پس فردا هم نمایشگاه تموم می شه می رم تحویل می گیرم

میارم خونه

قراره بهار،خودمون یه نمایشگاه دیگه بذاریم و نفری 2 تا کار بدیم

من هنوز عکس باحالی که به دلم بشینه پیدا نکردم که شروع کنم به کشیدن

پی ن 2 : این روزا خونه تکونی داریم و حسابی شلوغ پلوغه

پی ن 3 : یه هفته ای می شه درس نخوندم

پی ن 4 : مامان و خواهر حجت جونم رفتن مکه

هفته دیگه میان

اگه حجت جونم بتونه برنامه هاشو ردیف کنه شاید چند روز دیگه ما هم بریم زاهدان

 

 

/ 3 نظر / 19 بازدید
نيماي دورازديار

سلام مهربون[گل] با اینهمه شلوغ پلوغی و برنامه های متنوع احتمالا عید شما زودتر برسه[چشمک] یعنی زودتر تعطیل میکنید، پس من از همین الان عیدو بهتون تبریک میگم. شاد باشید[گل] قالب نو هم مبارکه...

حجت حجازی

خیلی بدی که اون شعر اولی رو زدی[نیشخند] پس با ین حساب خوش بحال من که همچین خانوم هنرمندی دارم

فهیم

وایـــــــــــ دوست جونه هنرمنده من..خوبی تو ؟ تبریک بهت میگم خانومیــ.. حتما آقا حجت کلی بهت افتخار میکنه[گل] از مقدمات عروسی چه خبر؟؟ دوست جونم هرکاری کردی هم خبر بده هم عکسشو بزار..باشه ؟ قبول؟[ماچ][بغل]