یه نصفه روز پر استرس

دیروز با هلیا رفتیم دکتر

وقتی صدای قلبشو شنیدم دلم آروم شد

هلیا هم شنیدلبخند

اما دکتر گفت تیروئیدت کم کار شده

به همین خاطرم هست که دست و پاهات ورم کرده

بهم دارو داده و ماه دیگه دوباره باید آزمایشمو تکرار کنم

خدا کنه که ماه بعد همه چیز نرمال و خوب بشه

یکمی نگرانم

بعد از دکتر حجت قرار بود بیاد دنبالمون

اما دیر کرد

ما هم رفتیم پارک

هر چی نشستیم حجت نیومد

بعد زنگ زد و گفت یه مشکلی براش پیش اومده 

در حالیکه هلیا مسافر بود و عجله داشت و چمدونش پیش حجت بود

منم حسابی خسته شده بودم و کمر درد گرفته بودم

خلاصه بعد از کلی حرص و جوش حجت رسید

هلیا بلافاصله رفت

و ما هم برگشتیم خونه

/ 0 نظر / 8 بازدید