کو هم نفسی که بوی درد آيد از او

صد پاره دلی که آه سرد آيد از او

می سوزم و لب نمی گشايم که مباد

آهی کشم و دلی به درد آيد از او

رهی معيری

/ 8 نظر / 5 بازدید
آرمین پرسپولیسی

سلام . وبلاگ خيلی خوبی داری. خوشحال می شم به من هم سر بزنی . موفق باشی . قرمززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززته

نيماي دورازديار

ما را نبود دلی که کار آيد از او* جز ناله که هر دمی هزار آيد از او * چندان گريم که کوچه ها گل گردد* نی رويد و ناله های زار آيد از او/ سلام مهربون ، دل خوبی داری قدرشو بيشتر بدون.

z.d

سلام عزيزم. خيلی قشنگ بود. می سوزم و لب نمی گشايم که مباد..............

hami

salam khobi jaleb shad bashi yahagh

maryam

سلام عزيز... خوشحالم که با بازديد از وبلاگم باعث شدی بيام و وبلاگتو ببينم... من عاشق رهی معيری هستم... «هما ميرافشار» يک ترانه سرا است بيشتر تا يک شاعر و نسبتی هم با فريدون مشيری نداره تا جايی که می دونم... فعلا همين... بازم بهت سر می زنم...

mehrdad

يک نفر مياد که من منتظر ديدنشم / يک نفر مياد که من تشنه بوئيدنشم / خالی سفره مونو پر از شقايق ميکنه / واسه موجای سياه دستارو قايق ميکنه / مث يک معجزه اسمت تو کتابها اومده / تن تو شعرای عاشقانه بلده / هميشه غايب من زخم هامو مرحم ميذاره / هميشه غايب من گريه هامو دوست نداره ....خاک پا / م/ شيدا///

م.فرياد

سلام دوست عزيز...اولين بار بود كه به وبلاگتون اومدم و حقيقتا از خوندن بعضي مطالبش لذت بردم...شاد باشيد