نقش خدا

دردمندان را دوايي نيست در ميخانه ها

ساده دل آنكس كه پيمان بست با پيمانه ها

مست توحيدم نه مست باده انديشه سوز

سر خوشي ها را نجويم از در ميخانه ها

عكس روي باغبان پيداست در هر برگ گل

سير كن نقش خدا را در پروانه ها

 

داستان اهل دنيا را به دنيا دار گوي

گوش من آزرده شد از جور اين افسانه ها

 

گر كه جويي روشني، در خاطر بشكسته جوي

رونق مهتاب باشد در دل ويرانه ها

 

سر بپاي بينوايان منهم تا زنده ام

چون خدا را ديده ام در كنج محنت خانه ها .

مهدی سهيلی

/ 4 نظر / 5 بازدید
mahdi

سلام اين دفعه من اول شدم........... شعر زيبايی نوشتيد شعر های زيبايی استفاده می کنيد

mehrdad

در ميخانه ...شب و روزم ميگذرد ... ولی دوا نشد دردم ...////

mehrdad

گلدونا گل ندادن . درختا بار ندادن . گوسفند وگاو و ميش ها . ماست و پنير ندادن . گندم های بيابون . يه لقمه نون ندادن . چشمه های تو دالون . يه چيکه اب ندادن . به هر کی هر چی گفتم . بمن جواب ندادن . مردای مست کوچه . تو جيبشون کلوچه . تلو تلو می رفتن . از پيچ و تاب کوچه . ...///