دنیای این روزای من

 این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست

 

این روزا حسابی سرم شلوغه

بعد از تعطیلات تقریبا هر روز با مامانی رفتم بیرون برای خرید

کارا خدا رو شکر داره خوب پیش می ره

آتلیه و آرایشگاه هم وقت گرفتیم

فردا قراره با حجت جونم بریم لباس و یه سری دیگه از خریدامونو انجام بدیم

تقریبا 2 سوم اتاقم با وسایلی که خریدیم اشغال شده

این یعنی من دیگه رفتنی م

این یه جورایی برام قشنگ و شیرینه

چون قراره با حجت جونم بریم زیر یه سقف

اما یه جورایی هم برام خیلیییی دلگیره

بعضی وقتا که به این اتاق نگاه می کنم و به این فکر می کنم که باید برم

یه بغضی ته گلوم میاد و اشکمو در میاره

این روزا حس عجیبی دارم

از طرفی نگرانی های خاص خودمو دارم

از طرفی ذوق و شوق دارم

از طرفی دلتنگم

خیلی احساسات متفاوت و درهم و برهمی دارم

من تو خونه پدری خیلی کیف کردم

با پدر و مادرم که عاشقشونم

با خواهر و برادرام که یه دنیا دوسشون دارم

حالا دلتنگم از رفتن و خوشحالم از رفتن

دلتنگم برای رفتن از خونه پدریم

خوشحالم برای رفتن به خونه حجت جونم

برای همین یکم شبیه دیوونه ها شدم

یه لحظه می خندم

یه لحظه می رم تو خودم و بغضم می گیره

پی ن : آهنگمو عوض کردم.خیلی دوسش دارم

/ 16 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سپیده

سلام عزیزم[گل] ممنون که گاه و بی گاه با دلی و بی دلیل بیادمی![گل][بغل] عزیزم من هر 10 روز یه بار وبمو آپ می کنم ولی قدمت همیشه رو دوتا چشم من و وبمه![قلب]

سپیده

امشب از آسمان دیده ی تو،روی شعرم ستاره می بارد درسکوت سپید کاغذ هاپنجه هایم جرقه می کارد شعردیوانه تب آلودم، شرمگین از شیار خواسته ها پیکرش را دو باره می سوزد،عطش جاودان آتشها آری آغاز دوست داشتن است،گرچه پایان راه ناپیداست من به پایان دیگرنیندیشم،که همین دوست داشتن زیباست از سیاهی چرا حذر کردن،شب پر از قطره های الماس است آنچه از شب به جا می ماند،عطرسکرآور گل یاس است آه،بگذار گم شوم در تو،کس نیابد ز من نشانه من روح سوزان آه مرطوبت،بوزد برتن ترانه من دانی از زندگی چه می خواهم،من تو باشم ،توپای تاسر تو زندگی گر هزار باره بود،باردیگرتو،بار دیگر تو آنچه در من نهفته دریاییست، کی توان نهفتنم باشد با تو زین سهمگین توفانی،کاش یارای گفتنم باشد بس که لبریزم از تومیخواهم،بدوم در میان صحراها سربکوبم به سنگ کوهستان، تن بکوبم به موج دریاها بس که لبریزم از تومیخواهم،چون غباری زخود فرو ریزم زیر پای تو سر نهم آرام،به سبک سایه ی تو آویزم آری آغاز دوست داشتن است،گرچه پایان راه ناپیداست من به پایان دیگرنیندیشم،که همین دوست داشتن زیباست[گل]

شوهرجان

در لای چرخ کالسکه، در لای عاجِ چرخِ کالسکه، در لای عینِ عاجِ چرخ کالسکه، در لای چرخشِ عینِ عاجِ چرخِ کالسکه، در لای چرخِ چرخشِ این همه بازیِ روزگار... من اومدم بهت سرزدم................تو چرا نمیای؟ بدون تعارف این پستت، پست ویژه ای بود که من پسندیدم. در لای چرخِ چرخشِ این همه بازیِ روزگار... در لای چرخشِ عینِ عاجِ چرخِ کالسکه، در لای عینِ عاجِ چرخ کالسکه، در لای عاجِ چرخِ کالسکه، در لای چرخ کالسکه، منتظرت هستم.

رها

سلام خانمی . چه طوری عروس ناز. آپ کردم بیا پیشم[گل]

ریحان

چه این خونه چه اون خونه همیشه شاد و سلامت باشی خیلی غصه نخور میتونی مثل خواهر من باشی که از وقتی ازدواج کرده بیشتر خونه ماست و من رو حرص میده [عصبانی] و فقط شبها تشریف میبره منزلشون خدا یعنی این دختره عروسی کرده رفته خونه بخت!!!!![کلافه]

فهیم

جانه دلم...عروس خانووومــــــــــ.......... دوست جونم عکس خونتو که چیدی میزاری ببینیم....من خیلی از خونه ی تازه عروسا خوشم میاد...همه جی نو . تمیزه باسلیقس[ماچ][بغل]

مریــــم

عزیــزم... [لبخند] به سلامتی انشالله ! ایشالا همش براتون شادی و خوشی باشه ! این احساساتتم که طبیعیه. ولی میگذره همش. امیدوارم هر لحظه خوسش بختی رو تو دستات داشته باشی عروووس خانووووم ! [لبخند][ماچ]

آنسه

عزیزم خوشبحالت که هم تو خونه پدری عشق کردی و هم الان داری با کسی که عاشقشی میری زیر یه سقف. از ته دل دعا میکنم خوشبخت بشی[ماچ]

فهیم

آآآخیـــ عسیسمــــــــــــــــ[بغل] گفتم که زودی بیا...بازم عکس میزارم ولی زودی بیا آخه عکسای خانوادیگو زود برمیدارم

شوهرجان

- فوری : به یک دلیل خوب برای زندگی کردن نیازمندیم ! سريعا دليل خود را اعلام كنيد ... رفت :( زود باش كه دير شد... آپم