وای در لحظه

به سراغ من اگر مي آييد
پشت هيچستانم
پشت هيچستان جايي است
پشت هيچستان رگ هاي هوا ، پر قاصدهايي است
كه خبر مي آرند ، از گل واشده دورترين بوته خاك
روي شن ها هم ، نقش هاي سم اسبان سواران ظريفي
است كه صبح
به سر تپه معراج شقايق رفتند
پشت هيچستان ، چتر خواهش باز است
تا نسيم عطشي در بن برگي بدود
زنگ باران به صدا مي آيد
آدم اينجا تنهاست
و در اين تنهايي ، سايه ناروني تا ابديت جاري است

به سراغ من اگر مي آييد
نرم و آهسته بياييد، مبادا كه ترك بردارد
چيني نازك تنهايي من

سهراب سپهری

راستی نظرتون راجع به قالب جديدم چيه؟

و اگه لينکی روفراموش کردم که بذارم حتما بگين...مرسی

/ 3 نظر / 5 بازدید
نيماي دورازديار

سلام نگار خانم/ اول يه گله که بهم سر نميزنی! بعدش هم ببخشی که دير بهت سر زدم . اصلا ير به ير..... خيلی زيبا بود هم اين شعر آخری و هم دو مطلب قبلی که نخونده بودمشون. شاد باشی.

عليرضا

سلام .خوبی؟ راستشو بخای هنوز بهش نرسيدم . کا ر ما به اين زودی حل شدنی نيست . خيلی جالبه دو تا چهار راه بيشتر فاصلمون نيست ولی قلبم هميشه کنارشه هر جا که باشه . فرقی نميکنه من که دوستش دارم باور کن از عيد تا حالا نديدمش . در حالی که هر چند روز يه بار ميرم تو کوچشونو يه يک ربی ميچرخم ولی هيچ... ممنونم که به من سر زديد من به شما ارادت دارم ولی وقت نميکنم زياد پای پی سی باشم . ولی سعی ميکنم بيشتر بهتون سر بزنم از مطالب زيبا و قشنگتون هم ممنونم