ماجرای خواب نی نی خوشگل من

خدا رو شکر کارام تقریبا تموم شد

هفته گذشته مامان اینا به اتفاق آبجی اینا اومدن اینجا

و ترتیب همه کارها رو دادن

خلاصه که خونه تکونی ما انجام شد

پریروز هم وسایل خانوم خانوما رو اوردن چیدیم

خیلی ناز شد

حالا یه سری خورده کاری مونده

بیشتر خرید خودم و حجت جونیه که باید انجام بدیم

هفته گذشته یه اتفاق جالبی افتاد

این خوشگل خانوم ما که حسابی داشت شیطونی می کرد

یه دفه ساکت شد

1 ساعت 2 ساعت

دیدم تکون نمی خوره

حجتم رفته بود بیرون کار داشت

خیلی ترسیدم

هرچی ترشی خوردم

شیرینی خوردم

تکون خوردم

صداش کردم

فایده نداشت

یه گریه مفصلی کردم و وقتی حجت اومد گفتم لباساتو عوض نکن

که باید بریم بیمارستان

وقتی رفتم بیمارستان و شرایطمو به اون مامای شیفت گفتم گفت خوابیده

همون موقع جیگر مامانی بیدار شد و افتاد به شیطونی

مثل 2 ساعت قبل

منم که دیدم مامائه خیلی بداخلاقه و الانه که کتکه رو بخورم پاشدم رفتم

قضیه رو به حجت گفتم و برگشتیم خونهخنده

خلاصه کلی خندیدیم

می بینی چقدر ما رو سر کار می ذاری تپلی من؟

حالا خودت بگو به دنیا اومدی چیکارت کنم؟متفکرنیشخند

امروز یه بلایی به سرم اومد که نگو

حجت جونی اومد خونه یه سری به من زد و گفت که جایی کار داره برای

ناهار نمیاد

منم دیدم برای خودم ناهار دارم

یادم نبود که نون نداریم

حجتی که رفت یادم افتاد

دیدم نمی شه گرسنه موند

آماده شدم رفتم بیرون

یادم افتاد برای شام یه چیزایی می خواستم

گفتم بذار برگردم تو پول بردارم و خریدمو سر راه بکنم

وقتی دوباره رفتم بیرون یادم افتاد کلیدمو جا گذاشتم تو

و درو بستم

یادم افتاد حجت هم کلیدشو گم کرده

ضمن اینکه اصلا شرکت هم نیست

و رفته جایی که الان از من دوره

یادم افتاد موبایلمم با خودم نیاوردم

رفتم در خونه همسایه رو زدم

و بعد ازکلی شرمندگی گفتم اگه می شه می خوام از تلفنتون یه زنگ بزنم

چون با این وضعیت خودم کاری از دستم بر نمیومد

از شانس من آقای همسایه خونه بود

انبردست و پیچ گوشتی رو برداشت و اومد درو برام باز کرد

کلیدو برداشتم و رفتم خرید

برگشتم کلیدو انداختم تو در

دیدم در به خاطر باز شدن پیچ هاش باز نمی شه با کلید

حالا هن هن کنان و با دست پر موندم پشت در

این بار نه روم می شه برم بالا در خونه همسایه

نه می تونم درو باز کنم

داشتم دیوونه می شدم

انقدر دعا خوندم تا بالاخره بعد از یک ربع کلنجار رفتن با کلید و در

در باز شد

اینم از ماجرای ناهار خوردن امروز ما

/ 1 نظر / 34 بازدید
بازي

سلام دوست عزيز تبريک ميگم وبلاگ خيلي قشنگي داري ما جديدا يکسري بازي مخصوص وبلاگ ها طراحي کرديم که ميتونيد اين بازي ها رو داخل وبلاگ خودتون براي بازديد کننده ها به نمايش بذاريد بازي ها با اندازه هايي طراحي شدند که به راحتي ميتونيد داخل يکي از ستون هاي وبلاگ قرار بديد با اينکار بازديد کننده ها زمان بيشتري رو داخل وبلاگ شما سپري ميکنند لينک بازي ها رو ميذارم براتون ،کافيه کد هر بازي که دلتون ميخواد رو برداريد و بذاريد داخل قالب . به همين راحتي و بعد بازي داخل وبلاگ به نمياش درمياد اگر سوالي داشتيد درخدمتم http://goodgame.ir/page/بازي-براي-وبلاگ همچنين سايت بازي هاي زياد براي سنين مختلف داره خودتون هم ميتونيد بازي کنيد و يا با اعضاي سايت دوست بشيد و حتي وبلاگ خودتون رو به اعضاي سايت معرفي کنيد تا به وبلاگ شما بيان آدرس سايت : http://goodgame.ir اگر از سايت خوشتون اومد خوشحال ميشم لينک سايت رو داخل بخش دوستانتون قرار بديد تا ما هم عضو کوچکي از دوستان شما باشيم