کلبه برفی من

دختری از تبار برف

 

من و تو خار چشم سرنوشتیم

که این خط را از او خوش تر نوشتیم

جهنم جای سرافکندگان است

من و تو سربداران بهشتیم

من و تو ما شدن را یاد دادیم

به شب فردا شدن را یاد دادیم

من و تو جو به جو قطره به قطره

ره دریا شدن را یاد دادیم

من و تو این هجا را می شناسیم

زبان واژه ها را می شناسیم

سکوت از جنس فریاد است اين جا

چه خوب این هم صدا را می شناسیم

محمد علی بهمنی

  
نویسنده : دختر زمستان ; ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸۳
تگ ها :