کلبه برفی من

دختری از تبار برف

 

کو هم نفسی که بوی درد آيد از او

صد پاره دلی که آه سرد آيد از او

می سوزم و لب نمی گشايم که مباد

آهی کشم و دلی به درد آيد از او

رهی معيری

  
نویسنده : دختر زمستان ; ساعت ٥:٤٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸۳
تگ ها :