کلبه برفی من

دختری از تبار برف

 

چرا رفتی؟

چرا رفتی زیادم نازنینم

چرا ای گل نشد با تو نشینم

چرا آوازی از نور و شقایق

نشد تقدیم چشمانت کنم ای بهترینم

گل نازم بیا یکدم کنارم

تو آغازی برایم

تو دارویی و دردم را دوایی

تو خوبی و محبت را سزایی

بیا ای گل،بیا بنشین کنارم

که حرفهای زیادی با تو دارم

بیا ای نازنینم،مرا از خود مرنجان

بیا جانم تو بستان

گل نازم بیا یکدم کنارم

تو آغازی برایم

تو همچون ماه من در آسمانی

تو همچون راز،پنهان و نهانی

گل نازم بیا یکدم کنارم

که حرفهای زیادی با تو دارم

نگار

  
نویسنده : دختر زمستان ; ساعت ۸:۳٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۳ امرداد ۱۳۸۳
تگ ها :