|
کلبه برفی من دختری از تبار برف
|
امروز خورشید درخشانتر است و آسمان آبیتر نسیم زندگی را به پرواز میکشد و پرنده آواز جدید میسراید امروز بهاری دیگر است در روز تولد مهربانترین در میلاد کسی که چشمانم با حضورش بارانی است امروز را شادتر خواهم بود و دلم را به میهمانی آسمان خواهم برد جشنی برای میلادت بر پا خواهم کرد تمامی گلها و سبزهها در میهمانی ما خواهند سرود ای مهربانترین روزهای زندگی هر روز گوارا باد میلادت مبارک
امروز تولد حجت جونمه خیلی خوشحالم
حجت جونم تولدت مبارک
پی ن : این روزا کلی خبرای خوب خوب دارم بعد از چند روز گشتن و گشتن دیروز دیگه خونه رو گرفتیم لباس عروسی و حنابندونم سفارش دادم بدوزن آرایشگاه هم وقت گرفتم یکم کارای خونه رو انجام بدیم می ریم سراغ بقیه خریدامون که به امتحانای حجت جونم نخوره [ دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٤:۳٢ ب.ظ ] [ دختر زمستان ]
[ نظرات () ]
در اندرون من خسته دل ندانم کیست که من خموشم و او در فغان و در غوغاست
ما شاخه ای از ایل شقایق هستیم با دردسر عشق موافق هستیم در پرده چرا سخن بگویم حاشا بگذار بدانند که عاشق هستیم
پی ن : همه چیز از همین امروز شروع شد درست یک سال پیش
[ شنبه ٩ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۳:٢٩ ب.ظ ] [ دختر زمستان ]
[ نظرات () ]
این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست
این روزا حسابی سرم شلوغه بعد از تعطیلات تقریبا هر روز با مامانی رفتم بیرون برای خرید کارا خدا رو شکر داره خوب پیش می ره آتلیه و آرایشگاه هم وقت گرفتیم فردا قراره با حجت جونم بریم لباس و یه سری دیگه از خریدامونو انجام بدیم تقریبا 2 سوم اتاقم با وسایلی که خریدیم اشغال شده این یعنی من دیگه رفتنی م این یه جورایی برام قشنگ و شیرینه چون قراره با حجت جونم بریم زیر یه سقف اما یه جورایی هم برام خیلیییی دلگیره بعضی وقتا که به این اتاق نگاه می کنم و به این فکر می کنم که باید برم یه بغضی ته گلوم میاد و اشکمو در میاره این روزا حس عجیبی دارم از طرفی نگرانی های خاص خودمو دارم از طرفی ذوق و شوق دارم از طرفی دلتنگم خیلی احساسات متفاوت و درهم و برهمی دارم من تو خونه پدری خیلی کیف کردم با پدر و مادرم که عاشقشونم با خواهر و برادرام که یه دنیا دوسشون دارم حالا دلتنگم از رفتن و خوشحالم از رفتن دلتنگم برای رفتن از خونه پدریم خوشحالم برای رفتن به خونه حجت جونم برای همین یکم شبیه دیوونه ها شدم یه لحظه می خندم یه لحظه می رم تو خودم و بغضم می گیره پی ن : آهنگمو عوض کردم.خیلی دوسش دارم [ سهشنبه ٢٩ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ٦:٠۳ ب.ظ ] [ دختر زمستان ]
[ نظرات () ]
تو را دوست خواهم داشت آن چنان که خود را حتی اگر تمام عشاق را دیوانه بخوانی و عشق را قصه ای بی سرانجام من تو را دوست خواهم داشت بیش تر از آن چه خود را (میلاد تهرانی)
سلام دوستای خوبم امیدوارم تعطیلات بهتون خوش گذشته باشه و سال جدید رو به خوبی و سلامتی شروع کرده باشید تعطیلات برای من هم خوب بود متفاوت بود همون طور که گفته بودم پدر و مادر حجت جونم اومدن قرار عروسی رو گذاشتیم عروسیمون شد 20 تیر یعنی اول می خواستیم نیمه شعبان بگیریم مثل عقد اما نشد تالارها همه برای اون تاریخ پر شده بود از طرفی حجت جون منم درگیر امتحان و پروژه و این حرفاست این تاریخ براش راحت تره رفتیم سرویس طلا و آینه شمعدونمون رو هم خریدیم تالار هم رزرو کردیم 2 روز بعد،خواهر بزرگ حجت جونم با شوهر و بچه هاش اومدن از اون روز تقریبا هر روز با هم بیرون بودیم و کلی خوش گذشت مخصوصا روز اول که رفتیم دربند حالا هم قراره آخر هفته با حجت جونم بریم دنبال خونه پی ن : عاشق این هوای قشنگ بهارم
[ سهشنبه ۱٥ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ٧:٠۱ ب.ظ ] [ دختر زمستان ]
[ نظرات () ]
یک توسن بی سوار باید باشد سرگشته و بیقرار باید باشد اینگونه که آسمان تعجب کرده ست_ از آمدنش،بهار باید باشد
سال نوی همه پیشاپیش مبارک سال گذشته سال خوبی بود امیدوارم امسال بهتر از پارسال هم باشه انشاالله همه توی سال جدید به خواسته هامون برسیم راستی امسال با وجود حجت جونم همه چیز خیلیییییییی قشنگ تر شده دیشب حجت جونم برام هفت سین و عیدی اورد خیلیییییییییییییی خوشگل بود ای جانم خودش همه رو تنهای تنها درست کرده بود 2-3 شب تا صبح بیدار مونده بود ولی خدایی خیلیییییییییی با سلیقه همه چیز تزیین شده بود فکر نمی کردم جیگر من انقد با سلیقه باشه من شاید نتونم یه چند وقتی بهتون سر بزنم دوستای گلم هم دید و بازدید عید هم مادرشوهرم اینا دارن میان دیگه خودتون می دونید دیگه... سرم شلوغ می شه و این حرفا پی ن 1 : امروز رفتیم خونه حجت جونم یکمی خونه رو تمیز کردیم و الان اومدیم خونه پی ن 2 : الانم شام می خوریم دوباره می ریم بیرون تعطیلات بهتون خوش بگذره
[ دوشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٢٦ ب.ظ ] [ دختر زمستان ]
[ نظرات () ]
به تو می اندیشم
بگوشید لطفا.خیلی قشنگه
[ سهشنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ٦:٥٩ ب.ظ ] [ دختر زمستان ]
[ نظرات () ]
هرچند که ساعتی مرا کاشته بود می مردم اگر قرار نگذاشته بود آمد،آمد...خوش آمدی معشوقم! افسوس....خیالات ورم داشته بود (حسین گلچین)
پی ن 1 : نقاشیم تموم شد و بردم گذاشتم نمایشگاه چند روزی هست این اولین کارم بود فردا پس فردا هم نمایشگاه تموم می شه می رم تحویل می گیرم میارم خونه قراره بهار،خودمون یه نمایشگاه دیگه بذاریم و نفری 2 تا کار بدیم من هنوز عکس باحالی که به دلم بشینه پیدا نکردم که شروع کنم به کشیدن پی ن 2 : این روزا خونه تکونی داریم و حسابی شلوغ پلوغه پی ن 3 : یه هفته ای می شه درس نخوندم پی ن 4 : مامان و خواهر حجت جونم رفتن مکه هفته دیگه میان اگه حجت جونم بتونه برنامه هاشو ردیف کنه شاید چند روز دیگه ما هم بریم زاهدان
[ شنبه ۱۳ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ٧:٥۸ ب.ظ ] [ دختر زمستان ]
[ نظرات () ]
هر لحظه صدا صدا صدا می شنوم از تک تک ذرات هوا می شنوم دیوانه شدم چکار کردی با من؟ از هر طرفی نام تو را می شنوم (حسین گلچین)
ولنتاین خیلی خوب بود و خوش گذشت حجت جونم برام یه هدیه خوشگل خریده بود منم براش عطر خریدم این روزا حسابی سرم سلوغه از طرفی کلاس طراحیمو می رم با مداد رنگی دارم کار می کنم قراره هفته بعد یه نمایشگاهی از کارای خودمون داشته باشیم کار من عکس یه امام زاده ایه توی گلستان خدا کنه خوب بشه قراره آخرش کارامونو قاب کنیم برای نمایشگاه خیلی حس خوبی دارم و خوشحالم از اینکه بالاخره دارم به یکی از کارایی که سال ها دوست داشتم و فرصتشو نداشتم می رسم وقتایی که نقاشی می کشم خیلی حس خوبی دارم و آرامش قشنگی پیدا می کنم از طرفی هم دارم درس می خونم برای کنکور سال بعد کنکور امسال رو که مثل یه قهرمان شرکت کردم امروز احتمالا با حجت جونم می ریم خرید راستی خانواده حجت برای عید میان که قرار عروسی رو با مامان و بابا بذارن
[ پنجشنبه ٤ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:۳٤ ب.ظ ] [ دختر زمستان ]
[ نظرات () ]
در بنفشه زار چشم تو من ز بهترین بهشت ها گذشته ام من به بهترین بهارها رسیده ام ای غم تو بهترین دقایق حیات من! لحظه های هستی من از تو پر شده ست آه! در تمام روز، در تمام شب، در تمام هفته، در تمام ماه، در فضای خانه،کوچه،راه در هوا،زمین،درخت،سبزه،آب در خطوط در هم کتاب در دیار نیلگون خواب ای جدایی تو بهترین بهانه گریستن! بی تو من به اوج حسرتی نگفتنی رسیده ام ای نوازش تو بهترین امید زیستن! در کنار تو من به اوج لذتی نگفتنی رسیده ام خوب خوب نازنین من! نام تو مرا همیشه مست می کند بهتر از شراب بهتر از تمام شعرهای ناب نام تو اگرچه بهترین سرود زندگی ست من تو را به خلوت خدایی خیال خود بهترین بهترین من خطاب می کنم بهترین بهترین من! (فریدون مشیری)
امسال اولین ولنتاینیه که من و حجت جونم پیش همیم البته پارسال هم بودیم یعنی از هم بی خبر نبودیم اما ولنتاینی در کار نبود یعنی من اصلا فکرشم نمی کردم قراره سال بعد یعنی امسال کنارش باشم فکرشو نمی کردم یه روزی انقدر عاشقش بشم کی فکرشو می کرد؟ هیچ کس اما حالا خیلی خوشحالم خوشحالم از اینکه حجت رو دارم حجت جونم دوسِت دارم عزیزم خیلییییییییییییییییییی
پی ن 1 : حجت جونم دیروز منو حسابی غافلگیر کرد خیلی حال داد پی ن 2 : 5 شنبه کنکور دارم با اعتماد به نفس کامل شرکت می کنم البته نخوندم که نخوندم تازه رفتم کتاب خریدم که برای سال بعد بخونم خب
[ سهشنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:۳٧ ق.ظ ] [ دختر زمستان ]
[ نظرات () ]
یک منظره یک نگاه پنهان با تو یک پنجره و کمی خیابان با تو امروز خیال راه رفتن دارم یک کوچه خیس زیر باران با تو (علی اکبر رشیدی)
پی ن 1 : سه شنبه با حجت جونم رفتیم دانشگاه ثبت نام کرد کلی هم خوش گذشت با تمام ماجراهاش مخصوصا ناهاری که با هم خوردیم خیلی چسبید پی ن 2 : قرار شد خودمم کم کم شروع کنم به خوندن پی ن 3 : مامان بزرگ از بیمارستان مرخص شد و اومده خونه اما حال و روزش تعریفی نداره دیگه حتی نمی تونه راه بره پی ن 4 : این هفته کلاسمو با حجت جونم رفتم کلاس طراحی مو می گم با هم رفتیم بانک بعدشم رفتیم فرهنگسرا هوا هم خوب بود یعنی سرد بود خیلییییی حال داد امشبم تولد یکی از دوستاش دعوتیم که قراره بریم
[ پنجشنبه ٢٠ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٠٠ ق.ظ ] [ دختر زمستان ]
[ نظرات () ]
|
|
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |